رایبد
روندهاى محتمل در اقتصاد جهان در سال ٢٠١٧ – بخش اول
دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵
روندهاى محتمل در اقتصاد جهان در سال ٢٠١٧ – بخش اول

روندهاى محتمل در اقتصاد جهان در سال ٢٠١٧ – بخش اول


مخصوصا از واژه پیش بینى استفاده نکردم ، چون یک نوع قطعیت در این واژه است و قطعیت چیزى است که من میخواهم از آن فرار کنم .

بنابراین آینده همیشه محتمل است و تاکید زیاد بر صحت پیش بینى ها ، ناشى از قطعیت چارچوب هاى ذهنى است که حاصل آن عدم شنوایى ، تحکم ، و در نهایت کارآمدى پایین است .

از طرف دیگر با درک شرایط حال میتوان احتمال برآوردهاى آینده را بالاتر برد و به واقعیتى که قرار است تحقق پذیرد نزدیکتر کرد. ضمنا بدون نگاه به آینده محتمل ، نوآورى ، تحول ، بازدهى بالا ، متفاوت نگاه کردن ، سیاست هاى متفاوت اعمال کردن غیر ممکن است و بنابراین ابزار قدرتمند تحول در شخص ، سازمان و کشور نگاه واقعگرایانه به آینده است .

به همین منظور ظرف سال گذشته میلادى همیشه نگاه به آینده داشتم و به همین دلیل همیشه با نگاهى به آینده در زمان حال کار میکردم .

حاصل این نگاه چهارده روند یا اتفاق در سال ٢٠١٧ است که احتمال تحقق آنها را بالا میدانم . طبیعى است که هر کس آینده متفاوتى دارد و آینده را هم متفاوت میبیند.

1- سال ٢٠١٧ بیش از آنکه سالى اقتصادى باشد یک سال سیاسى است . تحولات سیاسى متغیرهاى  اقتصادى را تحت تاثیر جدى قرار خواهند داد و به همین دلیل است که نوسانات اقتصادى در جهان بسیار زیاد و جدى خواهد بود. گسترش پوپولیسم – ناسیونالیسم و عدم انطباق این جنبش سیاسى با ساختار موجود اقتصادى در جهان ، یکى از محرکهاى اساسى در نوسان بازارهاى مالى در سال ٢٠١٧ خواهد بود.طبیعى است که این نوسانها علیرغم اینکه مى توانند فرصت ساز باشد، در عین حال سال ٢٠١٧٧ همراه با تهدید هاى جدى نیز خواهد بود.

2- اروپا در سال ٢٠١٧ در جهان خبر ساز خواهد بود. انتخابات هلند در ماه مارس ، اولین دور انتخابات فرانسه در آوریل ، انتخابات آلمان در سپتامبر و احتمال انتخابات دیگرى در اروپا از جمله در ایتالیا و یونان ، نمونه هایى از تحولات سیاسى در اروپا خواهد بود که این منطقه را به یک منطقه خبرساز تبدیل خواهد کرد. در نتیجه و به همین نسبت متغیرهاى اقتصادى اروپا نیز نوسان بالایى را تجربه خواهند کرد.  مهمترین ویژگى این تحولات سیاسى احتمال قدرت گیرى نیروهاى راست است که احتمال انتخابشان در هلند و فرانسه زیاد است و همین مساله میتواند بازارهاى مالى را با نوسان بالا همراه کند. زیرا در هر دو کشور جناح راست اعلام کرده است که اگر قدرت را در دست بگیرند ، خیلى سریع از اتحادیه اروپا خارج خواهند شد.

3- دلار امریکا در سال ٢٠١٧٧ کماکان یک پول پر قدرت باقى خواهد ماند. قدرت دلار امریکا اساسا وابسته به  احتمال افزایش نرخ بهره در امریکا در چندین نوبت است که این خود نرخ بازدهى اوراق قرضه را بالا مى برد و امریکا را در مقابل اتحادیه اروپا ، انگلستان ، ژاپن و بیشتر کشورهاى G10 از این نظر قدرتمند تر میکند. افزایش نرخ بازدهى اوراق قرضه در امریکا و کاهش آن در کشورهاى رقیب امریکا ( از نظر اقتصادى ) پدیده اى را ایجاد کرده است که به bond yield divergencee موسوم شده است . این واگرایى بازدهى اوراق قرضه ، کماکان دلار امریکا را به یک پول قدرتمند تبدیل خواهد کرد. بنابراین شاخص دلار dollar index بیشتر اوقات در بالاى ١٠٠ جا خوش خواهد کرد و همین مساله موجب مى شود که محدودیت جدى براى افزایش مواد اولیه در سطح جهان به وجود آید.

4- کالاهاى پایه همانند فلزات پایه ( روى ، فولاد ، آلومینیوم ، مس ، سرب و … ) ، انرژى ، محصولات کشاورزى و فلزات قیمتى قدرت زیادى در افزایش قیمت نخواهند داشت . بهاى شاخص دلار و عرضه و تقاضا در بازارهاى کالاها از عوامل مؤثر در تعیین قیمت آنها است . در سال ٢٠١۶۶ کالاها تا حدى توانستند مستقل از افزایش شاخص دلار بالا بروند ، ولى در سال ٢٠١٧٧ این افزایش مجددا با نرخ دلار گران با محدودیت مواجه مى شود. بنابراین انتظار نداریم که کالاها روندى افزایشى داشته باشند.

5- طلا به دلیل وابستگى بسیار بالایش با شاخص دلار در بازارهاى جهانى ، مقهور قدرت دلار خواهد شد. طلا در سال ٢٠١٧ روزگار خوشى را نخواهد داشت و کاهش هاى جدیدى را تجربه خواهد کرد. در سقف هم بعید است که مرز ١٣٠٠ دلار را رد کند. روند عمومى قیمت طلا در بازارهاى جهانى در سال ٢٠١٧٧ بیشتر نوسانى است تا یک روند افزایشى یا کاهشى . این نوسان هم پیش بینى مى شود که بین ١٠۵٠ تا ١٣٠٠ باشد. بدیهى است که اگر نوسانات سیاسى عمده باشد ممکن است طلا را بسیار بیشتر از حد متصور افزایش دهد.